
هر شب من و دل که نور نابش برسد
عیسای مسیح ، هم رکابش برسد
من سیصد و سیزده نفر خواهم شد
تا یک نفره به انقلابش برسد
منبع:WWW.LOVE.VOLLEYBALLANDKIMYA.LXB.IR
برنامه کامل لیگ جهانی والیبال اعلام شد
فدراسیون جهانی والیبال جدول زمانبندی مسابقات لیگ جهانی والیبال را منتشر کرد.
به گزارش روابط عمومی فدراسیون والیبال، مسابقات لیگ جهانی والیبال در سال 2013 با حضور 18 تیم در سه گروه برگزار می شود. این مسابقات که به میزبانی کشورهای مختلف برگزار می شود از 31 می (10 خرداد ماه ) آغاز و تا 14 جولای (23 تیرماه) ادامه دارد.
بر این اساس مسابقات تیم ملی والیبال کشورمان در لیگ جهانی والیبال به ترتیب با تیم های روسیه، آلمان، صربستان، ایتالیا و کوبا خواهد بود.
![]() |
فدراسیون جهانی والیبال جدول زمانبندی مسابقات لیگ جهانی والیبال را منتشر کرد.
به گزارش روابط عمومی فدراسیون والیبال، مسابقات لیگ جهانی والیبال در سال 2013 با حضور 18 تیم در سه گروه برگزار می شود. این مسابقات که به میزبانی کشورهای مختلف برگزار می شود از 31 می (10 خرداد ماه ) آغاز و تا 14 جولای (23 تیرماه) ادامه دارد.
بر این اساس مسابقات تیم ملی والیبال کشورمان در لیگ جهانی والیبال به ترتیب با تیم های روسیه، آلمان، صربستان، ایتالیا و کوبا خواهد بود.
اما با نزدیک شدن به این مسابقات فدراسیون جهانی والیبال برنامه کلی این مسابقات را اعلام کرد که به شرح زیر است:
گروه A:
برزیل، لهستان، آمریکا، بلغارستان، آرژانتین، فرانسه
گروه B :
روسیه ، ایتالیا، کوبا، صربستان، آلمان ، ایران
گروه C:
کانادا، کره جنوبی، فنلاند، هلند، ژاپن ، مصر
31 می -2 جون (10- 12 خرداد)
گروه C
کانادا- هلند
کره جنوبی – ژاپن
فنلاند – مصر
7 – 9 جون (17 -19 خرداد)
گروه A
لهستان – برزیل
آمریکا – آرژانتین
فرانسه – بلغارستان
گروه B
روسیه – ایران
ایتالیا – آلمان
کوبا – صربستان
گروه C
کانادا – مصر
کره جنوبی – فنلاند
هلند – ژاپن
14- 16 جون ( 24 – 26 خرداد)
گروه A
آمریکا – فرنسه
آرژانتین – برزیل
گروهB
روسیه – صربستان
ایتالیا – کوبا
ایران – آلمان
گروهC
کانادا – کره جنوبی
ژاپن – فنلاند
21-23 جون (31 خرداد -2 تیر)
گروه A
بلغارستان – آرژانتین
فرانسه – لهستان
گروه B
روسیه – ایتالیا
آلمان – کوبا
ایران – صربستان
گروه C
هلند- مصر
28-30 جون (7-9 تیر)
گروه A
برزیل – فرانسه
لهستان – آرژانتین
آمریکا- بلغارستان
گروه B
ایتالیا – ایران
کوبا – روسیه
صربستان – آلمان
گروه C
کره جنوبی – هلند
فنلاند – کانادا
مصر – ژاپن
5-7 جولای (14 -16 تیر)
گروه A
برزیل – بلغارستان
لهستان – آمریکا
آرژانتیم – فرانسه
گروه B
کوبا – ایران
صربستان – ایتالیا
آلمان – روسیه
گروه C
فنلاند – هلند
ژاپن – کانادا
مصر- کره جنوبی
12-14 جولای (21 -23 تیر)
گروه A
برزیل – آمریکا
بلغارستان – لهستان
همچنین این مسابقات از تاریخ 16 تا 21 جولای در مرحله پایانی برگزار می شود.
www.love.volleyballandkimya.LXB.ir
ایران استانداردهای جهانی را دارا است
مشاور بین المللی فدراسیون والیبال با تاکید بر اینکه خولیو ولاسکو در ایران موفق بوده اعلام کرد که ایران می تواند در لیگ جهانی پیشرفت والیبال خود را به دنیا نشان دهد.
به گزارش روابط عمومی فدراسیون والیبال، پیرو ربادنگو در گفتگوی اختصاصی.......
.
.
.
فدراسيون واليبال كه در ماههاي گذشته تمام هم و غم اش تمديد قرارداد با سرمربي نامدار آرژانتيني- ايتاليايي بود پس از آنكه به اين مهم دست يافت، حالا در كنار دغدغههاي فني براي حضور در ليگ جهاني چشم به مساعدت مسئولان دارد تا دو مجوز مهم در راه ميزباني كشورمان در ليگ جهاني صادر شود.
تيم ملي ايران در شرايطي در رقابتهاي ليگ جهاني طي روزهاي هفدهم و نوزدهم خردادماه سال آينده در روسيه به مصاف تيم ملي اين كشور ميرود كه دومين حريف كشورمان تيم آلمان خواهد بود. يعني اولين بازيهاي داخلي تيم ايران در ليگ جهاني كه طبعا با استقبال بالاي تماشاگران مواجه خواهد شد. آن هم در شرايطي كه روز بيست و چهارم خردادماه انتخابات رياست جمهوري برگزار ميشود، اولين ديدار ايران ـ آلمان طبق برنامه فدراسيون جهاني بايد در همين روز و دومين بازي هم در روز بيست وششم خردادماه برگزار شود. امري كه مستلزم صدور مجوز از سوي شوراي تامين استان تهران است.
همچنين با توجه به اينكه فدراسيون جهاني تاكيد ويژهاي به حضور بانوان تماشاگر در سالنهاي برگزاري اين رقابتها دارد، فدراسيون واليبال اميدوار است در اين رابطه هم مجوز لازم را دريافت كند.
در اين ميان محمدرضا داورزني، رئيس فدراسيون واليبال در جمع خبرنگاران، چنين اظهار نظر كرد: در اين رابطه تيم ملي فوتبال نيز در يكي از ديدارهاي مقدماتي جام جهاني روز قــبل از انتخابات به ميـــدان ميرود. به هر حال امكان تغيير زمان بازيهاي تيم ملي واليبال وجود ندارد اما با مسئولان امنيتي هماهنگ هستيم و همانطور كه ميدانيد مردم ايران بسيار فهيم هستند و بدون هيچ مشكلي اين بازي برگزار خواهد شد.
وي درباره حضور بانوان تماشاگر هم تاكيد كرد: اين موضوع از حوزه اختيارات ما خارج است. در اين زمينه رايزنيهايي با وزارت ورزش و قوه قضاييه انجام دادهايم و تلاش ميكنيم در ليگ جهاني شرايط حضور تماشاگران خارجي زن و مرد را فراهم كنيم، اما براي پذيرفتن تماشاگر زن ايراني بايد با نهادهاي مرتبط هماهنگ باشيم.
به گزارش خبرآنلاین؛برزیلی ها در حالی از والیبال ایران دعوت کرده اند که پیش از این فدراسیونهای والیبال بلغارستان و آرژانتین از تیم ملی والیبال ایران برای برگزاری چند دیدار تدارکاتی و شرکت در تورنمنت دوستانه از ملی پوشان دعوت کرده بودند.
ملی پوشان والیبال ایران پس از شرکت در لیگ جهانی والیبال و پیش از آغاز رقابتهای قهرمانی مردان آسیا در امارات، 26مرداد تا 4 شهریور ماه سال جاری برای شرکت در دو تورنمنت دوستانه به آرژانتین سفر میکنند و سپس برای انجام سه دیدار دوستانه با تیم ملی برزیل در تاریخهای 6، 7و 8 شهریور به این کشور سفر خواهند کرد.
اميرغفور:
سن:21
محل تولد:كاشان
وزن:78
قد:2مترو3
شماره پيراهن:10
باشگاه فعلي :باريچ اسانس كاشان
تحصيلات:ليسانس زبان
والیبال را از کجا شروع کردی؟
سال 83 والیبال را از مدرسه راهنمایی شروع کردم. در مدرسه ما فقط والیبال، هندبال و پینگپنگ داشت و شاید اگر فوتبال هم میداشت به سمت فوتبال میرفتم و از بین این رشتهها من والیبال را انتخاب کردم. اول راهنمایی وارد والیبال شدم تا سال سوم که مربی از استقلال آمد و من را انتخاب کرد من چون درسم خوب بود قبول نکردم ولی از تابستان شروع کردم و این جوری وارد والیبال شدم.
* چطور به تیم ملی رسیدی؟
قبل از اینکه ولاسکو به تیم ملی دعوتم کند بازی من را در لیگ و تیم ملی جوانان دیده بود به من گفت که به من اعتقاد دارد و مثل مربیهای ایرانی دنبال بازیکنان اسمی نیستم.
* برقراری ارتباط با بازیکنان تیم بزرگسالان چطور بود؟
با وجود اینکه من از سایر بازیکنان کوچکتر بودم ولی خیلی زود با هم ارتباط صمیمانه برقرار کردیم و و این کمک کرد که راحت تر بازی کنم.
* با ولاسکو و ستکویچ در تیم های بزرگسالان و جوانان کار کردی. نظرت در مورد این دو مربی چیست؟
ستکویچ خیلی برای من زحمت کشید و من والیبالم را مدیون او هستم. اما ولاسکو در میدان بزرگتری به من بها داد و هر دو برای من کار ارزشمندی کردند. ستکویچ من را ساخت بزرگ کرد و به والیبال معرفی کرد و ولاسکو هم یک میدان بزرگتری را برای من فراهم کرد. اما در خصوص سطح فنی افتخارات ولاسکو نشان دهنده همه چیز هست و نیازی به تعریف ندارد. اما ستکویچ هم واقعاً مربی خوبی است با وجود اینکه خیلیها از او انتقاد میکنند اما در طول چهار سالی که من با او کار کردم 3 دوره به فینال رسیدیم و در دوره آخر ششم شدیم.
* این فصل هم با تیم باریج اسانس کاشان ادامه میدهی؟
بله. امسال هم با باریج اسانس کاشان قرارداد بستم و خوشحالم چون تیم شهرم است. از این کار راضی ام، انشاءالله که نتیجه بگیریم.
* غیر از باریج اسانس هم پیشنهادی داشتی؟
بله.
* از کجا؟
اسمش را نیاوریم بهتر است.
* امکانات باشگاه چگونه است؟
شهرستانها مقداری مشکلات دارند اما امسال بهتر شده. سالن وزنه و تمرین به اندازه توانایی شهرستان است و بیشتر از این امکاناتی وجود ندارد که برای ما فراهم کنند با این چیزی که وجود دارد مربیان و کادر فنی تلاش کردند بهترین شرایط را برای ما فراهم کنند.
تیم توزین الکتریک هم تا فصل پیش در سوپر لیگ بسکتبال بود که متأسفانه به دلیل همکاری نکردن مسئولان شهرستان، این باشگاه از ادامه فعالیت انصراف داد ولی امسال هم مدت تمرینات ما بیشتر شده و هم منظمتر و هم مسئولین بیشتر رسیدگی میکنند. چون دیدند اگر امکانات بیشتری بدهند این تیم میتواند نتیجه بگیرد.
منبع:www.love.volleyballandkimya.lxb.ir
آه و واویلتا محشر کبری شده
روز تنهایی حیدر و زهرا شده
حضرت فاطمه دارد این زمزمه
السلام علیک، یا رسول الله
هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب / گریان، زغمى دیده عالم شده امشب
پایان شب آخر ماه صفر است این / یا آنکه ز نو ماه محرّم شده امشب
از داغ جگر سوز نبى سیّد ابرار / نخل قد زهرا و على خم شده امشب . . .
کعبه ی اهل ولاست صحن و سرای رضا/ شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا
در صف محشر خدا مشتری اشک اوست/ هر که در اینجا کند گریه برای رضا
از در باب الجواد می شنوم دم به دم/ یا ابتای پسر، وا ولدای رضا . . .
سلام خدا جونم
چند وقتی بود برات ننوشته بودم
از زبون خودم
خوبی خدا؟
البته که خوب نیستی
من که فقط کمی مشکل میریزه رو سرم کم میارم
ولی تو که این همه بنده و یهو همه باهم گناه میکنن
وااااااااااااااااااااای چقدر زیاد غصه میاد طرفت
بابا تو دیگه کی هستی؟؟!!!!!!!!!!!!
به قول خودمون
بابا تو خیلی مردی
یا بهتره بگم
بابا خیلی خدایییییییییییییی
نمیدونم چه جوری تحمل میکنی این چیزا رو....
تو خیلی مهربون و خیلی بخشنده و خیلی خیلی بامعرفتی
خدایا همیشه ازت یه خواهش داشتم و دارم و تا آخر عمرم هم دارم...
منو ببخش
به خاطر همه چی
به خاطر گناه هایی که کردم و بعضی وقت ها هم میکنم....
نمیدونم چرا ولی وقتی یه گناهی میکنم
میگم این دفعه آخر بود و ازت میخوام که منو ببخشی
ولی ...
ولی بازم گناه میکنم
خدایا دمت گرم
نمیدونم چه جوری باید ازت تشکر کنم
اما بعضی اوقات،گول میخورم و کمی نمازم به تاخیر می افته....
داری به خودت میگی عجب بنده پر رویی هستم نه؟؟؟
خدایا منو ببخش برای همه چی
کمکم کن خوب بشم
و بهتر و بهتر بشم
میدونم تنهام نمیزاری ولی بزار بگم که خیالم راحت بشه
خدایا خواهشا هیچوقت تنهام نزار و هوام رو داشته باش
ممنون که منو دوست داری و همیشه هوای منو داری
ممنونتم
دلبستگی به یار را می فهمیم
درددل بی قرار را می فهمیم
یک عمر اسیر صف نانیم آقا
ما معنی انتظار را می فهمیم!
اللهم عجل الولیک الفرج و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
ای آنکه بهار باور دهکده ای
در فکر شکوه باغ آفت زده ای
من می ترسم از این است که در وقت ظهور
یک عده بگویند که زود آمده ای!
دلم گرفته، ای خدا
این روزا هیچکی غیر تو ، درد منو نمی دونه .
دلم گرفته، ای خدا
حتی صدامم این روزا به ساز من نمی خونه.
دلم گرفته ازهمه
از این روزای سوت و کور .
از این ترانه مردگی ، از این شبهای بی عبور.
تمام لحظه های دلم زیر هجوم حادثه منتظر
یه راهیه تا دوباره به تو برسه .
دلم گرفته، ای خدا
گریه امونم نمی ده ،چرا دیگه حتی دلم
تو رو نشونم نمی ده .
گناه بی باوری مو ، خودم به گردن می گیرم.
اگر نگیری دستامو ، تو دستای غم می میرم .
دلم گرفته ، ای خدا
واسه رسیدن به تو ،یه فرصت تازه می خوام .
دوباره دستامو بگیر ، مثل روزای بی کسی.
دلم گرفته ،ای خدا حتی بهشتو نمی خوام .
مولای یا مولای،انت الغفور و انا مذنب و هل یرحم المذنب الی الغفور
معمولا میگن که امروز روز عاشق هاست؛ دوست داشتنها و عشق ورزیدن به عزیزترین کس...
اما......
من فقط عاشق خدا هستم....
خدایی که زمانی گمش میکنم و باز پیداش میکنم؛
خدایی که گناه میکنم و به خودش و خودم خیانت کردم،اما جوابمو با خوبی میده و همیشه منتظره تا برگردم و ببخشه و با مهربونیهاش منو شرمنده خودش میکنه!و بعضی موقعها هم منو گستاخ و پرتوقع!
خدایی که جونم دستشه و هر موقعی بخواد منو پیش خودش میبره!
خدایی که عاشقشم چون واقعا تکه و نظیر نداره و همه چیزش و صفتاش بهم کمک میکنه که تا بهتر بشناسمش....
خدایی که با حضورش در قلبم،بهم آرامش میبخشه و خیلی آرومم میکنه....
خدایی که چند ساله تو تنهاییهام و در همه وقت همه کسم بوده و همه دار و ندارم....که باهاش خوشبخت شدم و ثروتمند.....
خدایی که چند ساله منو تنها نگذاشته و همیشه حرفامو گوش کرده و تو هق هق گریه هام منو تسکین داده و آرومم کرد،که گویی دارم تو بغلش گریه میکنم.....من در کنارشم و داره اشکامو پاک میکنه و همش بهم میگه:
"بیخیالشون،اینا بدن....من که دوست دارم و باهاتم؛.....دیگه گریهاتو بس کن....تو هم میای پیشم......تو رو هم میارم پیش خودم......"
خدایا!
من از اون موقع تا به حال همش سعی کردم که کار خوب کنم تا برای اولین بار که دیدمت،شرمنده نگاهت نشم و سرمو پایین نندازم.....
خداجونم!
من تو رو از همه بیشتر دوست دارم و عاشقتم.....تو چی؟
تو هم منو دوست داری؟...........نکنه دیگه دوسم نداری که منو پیش خودت نمی بری؟!!!!!!!!!!!!!!!
هنوزم سر حرفتی و دوستم داری ؟
چند تا؟
الهی رضاً برضاک و تسلیماً لامرک
این آخرین جملاتیه که امام حسین(ع)در قتلگاه به زبان آوردند ......
و آیا می شود روزی با این دیدگاه زندگی کنم ؟
آیا روزی می رسد که تسلیم امر خدا شوم و دل از دنیا برکنم ؟
خداوندا! تشنه رسیدن به توام اما آنچنان در بیابان دنیا سراب وسوسه زیاد است که جز خودم چیزی را نمیبینم .
خدوندا! به بیکرانی و لا یزالیت شاکرم .
به آنچه روزیم کردی و من شکر نکردم شاکرم.
به آنچه رسانده ای و من قدر می دانم و شکوه و عظمتت را جلوه ای در آن می بینم شاکرم .
((خداوندا بیشتر از همیشه دوستت دارم))
اکثر آدم ها خدا را فراموش میکنند .... حتی در عبادت هایشان ودر دعاهایشان هم خدا را نمیبینند...
از خدا فقط همین را میدانند که آنها را آفریده و آنقدر قدرت دارد که خواسته هایشان را بر آورده کند...
اما خدا باید بزرگتر از این حرف ها باشد ....
***
جمله ایست که از یک کتاب خواندم ....
ساده و خاص اما پر معنی ....
خدای من ... تو واقعا چیستی ؟
من کیستم ؟ چقدر درکت کردم!
چقدر توانستم بنده واقعی ات باشم ؟
عجب جمله ایست .... نمیدانم ....
میخواهم تمام آدم های روی زمین را فراموش کنم اما نمیتوانم ....
میخواهم تنها تو را داشته باشم اما نمیخواهی..... چرا ؟
پس دلیل این دنیا چیست ؟
خدایاااااااااااا چقدر در برابرت ضعیفم ....
چگونه میتوان به سویت پر کشید و جدا شد از زمین در حالی که روی ان زندگی میکنی ؟
در صورتی که اصل دینت دوست داشتن است !
آیا میتوان جدا شد از این زمین خاکی و آدم هایش ؟
خدایا دوست دارم فریاد بزنم ....!
دوست دارم آنقدر صدایت کنم تا صدایم در تو گم شود ....
دیگر قلبم آنقدر تند و بلند میزند که صدایش را همه میشنوند ....
صدایش بد است .... بلند و گوش خراش ...
صدای قلبم هر وقت طرف کسی رفت بی جواب برگشت ...
آیا این است جواب دوست داشتن ؟
خدایا شاید اشتباهم این است که سمت زمینی ها رفتم ...
اما تو که دیگر زمینی نیستی ....
چرا گاهی نگاهم میکنی و گاهی نه ....
خدایا ..... چرا ؟
چرا دلم باید بگیرد وقتی که تو را دارم ؟
چرا دلم باید تنگ شود وقتی در دلم هستی ؟
میدانم باید برای رسیدن به تو تلاش کرد
و من تا انتها تلاش میکنم...
تا انجایی که در گوشم آرام بگویی :
دیگر رسیدی .....
هر سخن کز دل بر آید لاجرم بر دل نشیند ....
یک سخن از دل برآیید تا مگر بر دل نشیند .....
گفتم خدایا همنشینم باش......
گفت: من مونس کسانی هستم که مرا یاد کنند!
گفتم چه آسان به دست می آیی؟!
گفت: پس آسان از دستم نده!
خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ، با لالایی مهربان خود ، آرام کن!!!!!!!!!!!
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم . . .
خداوندا غریبم...
خداوندا اسیرم ...
خدایا میون جمعم و بازم غریبم ...
خدایا تو دستان تقدیرم اسیرم ...
خدایا کس نمیداند دلم آتش گرفته ...
ز بس رنجیده از دنیا ، گرفته ...
خدایا تا به کی بارد بلاها ؟؟؟
خدایا کی دگر گیری دست ما را ؟؟؟
دلم پوسیده از بس غصه خورده ...
ز اشک دیده شهر را آب برده ...
به هر راهی که گفتی پا نهادم ...
خدا جز چاه ، در راهش ندادم ...
مگر من بنده نا شکر بودم ؟؟؟
مگر جز طاعت از امرت نمودم ؟؟؟
ندادم مستمند را دست یاری ؟؟؟
نکردم بهر ایتام ، بنده کاری ؟؟؟
کمک میخواهم اکنون ای خدایم ...
بجز از تو ز کس یاری نخواهم ...
بگیر یارب تو دستان حقیرم ...
که میخواخم ز تو حاجت بگیرم ...
تو آیا دیده ای وقتی كه بعد از قهر و بدعهدی
به هنگامی كه برسجاده اش با قامت شرمی، به یك قدقامت زیبا؛تو می آیی...
به تكبیری تو را همچون عزیز بی گناهی راه خواهد داد.
ومیپوشاند او اسرار غیبت را،واز یاد تو هم بدعهدی ات راپاك خواهد كرد...
جواب آن سلام آخرت را برتو خواهد داد.
وبا یك نقطه در سجده...
تو گویا بازهم در اول خطی...!
هر شب من و دل که نور نابش برسد
عیسای مسیح ، هم رکابش برسد
من سیصد و سیزده نفر خواهم شد
تا یک نفره به انقلابش برسد
بزرگیش را ... سکوتش را ... عظمتش را ...
اُبهتش را ... تنهاییش را ...
حکمتش را ... صبرش را ... و ... و ...
بودنش عادتیست ، مثل نفس کشیدن !
خدا را میگویم
وقتی تنهای تنها میشی...تنها او هست...كه دستت رو میگیره و
اشكاتو پاك میكنه...
آرومت میكنه...
و بهت میگه میدونم كه جز من كسیو نداری...
و باز هم شرمنده اش می شوی...
خداجونم.......خیلی دوست دارم دلم برات پرمی زنه معبودم...
آقا اجازه من بنویسم برای تو . . .
دارائی ام تویی ، دل و جانم فدای تو
می خوانمت به حرمت آوای قدسی ات
جان می دهد به ما نفس آشنای تو
وقتی طلوع می کنی از پشت ابرها
گل می کند زمین و زمان زیر پای تو
در آسمان دهکده اعجاز می شود
با شعله ای که می دمد از چشم های تو
برگرد آخرین سفری را که رفته ای
تب کرده اند هر دوجهان در هوای تو
برگرد تا گره بخورد لحظه ای به هم
فریاد گریه های من و های های تو
آقا بیا که هر کسی از راه می رسد . . .
سرمی دهد طنین «انالحق» به جای تو
تنها خودت شفاعتمان کن که این طلسم . . .
وا می شود به معجزه ی ربنای تو
الهی! تا با تو آشنا شدم از خلایق جدا شدم، در جهان شیدا شدم، نهان بودم پیدا شدم.
الهی! همه شادی ها بی یاد تو غرور است و همه غمها با یاد تو سرور است.
الهی! در دلهای ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز باران رحمت مبار.
الهی! حاضری چه جویم؟ ناظری چه گویم؟
الهی! چون با تو به تو امانم،همانا دان که نومسلمانم.
الهی! بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن.
الهی! ندانم که جانی یا جان را جانی، نه اینی نه آنی، ای جان را زندگانی، حاجت ما عفو است و مهربانی.
الهی! تو غیب بودی و من عیب بودم، تو از غیب جدا شدی و من از عیب جدا شدم.
الهی! گریخته بودم، تو خواندی، ترسیده بودم، بر خوان تو نشاندی، ابتدا می ترسیدم که مرا بگیری به عطای خویش، اکنون می ترسم که بفریبی به عطای خویش.
الهی! از کشته ی تو خون نیاید و از سوخته ی تو دود، کشته ی تو به کشتن شاد و سوخته ی تو به سوختن خشنود.
الهی! آنچه بر سر ما آید، بر سر کس نیاید، دیده ای که به نظاره ی تو آیدهرگز باز پس نیاید.
الهی! نظر خود بر ما مدام کن و ما را بر داشته ی خود نام کن و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن.
الهی! اگر یک بار گویی: بنده ی من، از عرش بگذرد خنده ی من......
الهی! آتش دوری داشتی، با آتش دوزخ چکار داشتی؟
الهی! می پنداشتم که ترا شناختم، اکنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم.
الهی! به عزت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب مرا که می توانی.....
الهی تو بخشنده ترین و زیباترینی ، گوهر اشک میخری
دل شکسته میخواهی ، و عمل بی ریا میپذیری ...
ما را از گناه سبکبار کن ،
و دیدگانمان را اشکبار و قلبمان را به عشق خودت گرفتار . . .
الــــهــــی و ربــــی و سیدی و مـــولــــای من لی غــــیــــرکـــــ
فاطمه، يك “زن” بود، آنچنان كه اسلام ميخواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در كورههاي سختي و فقر و مبارزه و آموزشهاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.
وي در همهي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود.
مظهر يك “دختر”، در برابر پدرش.
مظهر يك “همسر” در برابر شويش.
مظهر يك “مادر” در برابر فرزندانش.
مظهر يك “زن مبارز و مسؤول” در برابر زمانش و سرنوشت جامعهاش.
وي خود
يك “امام” است، يعني يك نمونهي مثالي، يك تيپ ايدهآل براي زن، يك “اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه ميخواهد “شدن خويش” را خود انتخاب كند.
او با طفوليت شگفتش، با مبارزهي مدامش در دو جبههي خارجي و داخلي، در خانهي پدرش، خانهي همسرش، در جامعهاش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ ميداد.
نميدانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.
" السلامُ عَلیکَ یا رَبِیعُ الاَنام و نَضرَةِ الاَیّام "
سلام حضرت بهار ! امروز از خدا بهترین حالها را خواستیم و چه حالی بهتر از آن كه تو ما را بنگری و ما تو را ، در آن حال كه پرچم نصرت برافراشته ای ..."
سلام بر تو ای بهار آدمیان. تو را انتظار می بریم ای خرمی روزگاران...
ما به گرمای حضور تو لحظه ای شك نكرده ایم.
شگفتا كه از پشت ابر چه دلنواز می تابی...
باد از بیشه سرسبز دعا می آید
از گلستان مفاتیح و جنان
منتظر باید ماند
فصل روییدن گل نزدیك است
می وزد از طرف قبله سجاده من
نفس صبح بهار
بوی یك باغ امید
عطر یك جمعه سبز
فصل گل نزدیك است
لاله از سینه دشت
سبزه از دامن كوه
كبك با قهقهه گفت
منتظر باش
كه خورشید طلوع می كند از مغرب عشق
« السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) »
زمستان خسته شد از بیبهاری
دلم سخت میتپد از بیقراری
دو چشمم دوخته شد بر جادهی سرد
چقدر تلخ است این چشم انتظاری
اللهم عجل لولیک الفرج
ای پرستار زخم های عاشورایی، زینب علیهاالسلام !
شب میلاد دختر زهراست
هر کجا بنگری شعف برپاست
خانه مصطفی شده گلشن
دیده مرتضی شده روشن
مونس و یار مجتبی آمد
حامی شاه کربلا آمد
این دلم غرق خیال است ،کجایی آقا! ؟
آخرین جمعه ی سال است ،کجایی آقا! ؟
یک نفس عاشق اگر بود زمین،می فهمید
عاشقی بی تو محال است ، کجایی آقا! ؟
توی ذهنت خدا رو چطوری تصور میکنی؟!
ماهی که آسمون زندگیت رو روشن کرده؟!
ستاره ای که گاهی با چشمک زدن آسمون زندگیت رو روشن میکنه؟!
یا شاخه گلی که با بوی خوشش زندگیت رو خوشبو کرده؟!
همه ی آدم ها خدا رو در ذهنشون متفاوت حس میکنند...
ولی خدا همه ی آدم ها رو یک طور میدونه...
خدا همه ی بنده هاش رو طوری نگاه میکنه که هیچ کس نمیفهمه...
طوری صدا میکنه که هیچکس نمیشنوه...
اگه روحت متعلق به خدا باشه میتونی حس کنی...
آره...میتونی نوازش و حس خدا رو بدون هیچ تشریفاتی که بنده هاش برای رسیدن بهش گذاشتند بفهمی...
میتونی اینقدر آروم به خدا بگی دوستش داری که هیچ کس نفهمه جز خودش....
آخ که چه لذتی داره حس کنی بغل دستیت خداست...
همسایه دیوار به دیوار دلت خداست...
گاهی توپ زندگی ات رو که می افته اون طرف دیوار برات می اندازه این طرف...
من بر خلاف همه حس میکنم خدا فقط تو آسمونهاست...
ولی آسمون من با دیگران فرق داره...
آسمون من، دلمه...همیشه هم آفتابی نیست...
گاهی ابری میشه...گاهی رعد و برق میزنه...و گاهی هم ........؛
اما همین برام مهمه و بس که خدا منو دوست داره!
خدایا جونم!خدای نازم!
همیشه بغل دستیم باش...همسایه دلم باش...آسمونم باش...تک عشقم باش...
منم قول میدم بنده ات باشم...قول میدم سعی کنم هوای دلمو داشته باشم...
تو یارم باش وپناهم باش...جایگزین همه نداشته هام باش...
خدایا
میدانم که صدایم را میشنوی.....
بارها نیازم را گفته ام و میدانم که تو بهتر از من نیازم را میدانی.......
با اینکه میدانی چه خواهم گفت؛اما باز هم به حرفهایم گوش می سپاری......
تنها تو میتوانی به من کمک کنی....
کمکم کن.....کمکم کن تا قدر مهربانی هایت را بیشتر از پیش بدانم.....
خدایا !!
من چیزی نمیبینم ، آینده پنهان است !
ولی آسوده ام ، چون تو را می بینم و تو همه چیز را . . .
یا مقلب القلوب و الابصار
سال نو آمد و نیامد یار
یا مدبر اللیل و النهار
بی حضورش چه اشتیاق بهار
یا محول و الاحوال
منتهی کن فراق را به وصال
حول حالنا الی احسن الحال
به امید فرج همین امسال
عید است ولی بدون او غم داریم
عاشق شده ایم و عشق را کم داریم
ای کاش که این عید ظهورش برسد
اینگونه هزار عید با هم داریم
اللهم عجل لولیک الفرج
گلها همه با اذن تو برخواسته اند
از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه تحویل حتما
اول فرج تو از خدا خواسته اند
سال ۹۰ با تمام ادعاهاش رفیق نیمه راه از آب در اومد
امیدوارم سال ۹۱ مثل اجدادش نارفیق نباشه و با ظهور آقا رفاقت خودش رو ابدی كنه...
چهار دعای برتر لحظه تحویل سال
اول دعا برای ظهور آن بی مثال
دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال
سوم رسیدن ما به قله های کمال
چهارم تمام جیب ها پر از پول ، اما حلال
ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها
ای تدبیر کننده روز و شب
ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر
حال مارا به بهترین حال دگرگون کن
سال نو مبارک
به خدا گفتم: خستهام
گفت: "لاتقنطوا من رحمة الله" از رحمت من ناامید نشو
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: "فاذکرونی اذکرکم" منو یاد کنید تا یاد شما باشم
گفتم: هیج کسی رو ندارم
گفت: "نحن اقرب الیه من حبل الورید" من از رگ گردن به تو نزدیکترم
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: "و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا" تو چه میدانی! شاید موعدش نزدیک باشه
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره کنی تمامه!
گفت: "عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم" شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه
گفتم: دلم گرفته
گفت: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" باید به فضل و رحمت خدا شاد باشید
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم؛
گفت: "فانی قریب" من که نزدیکم
گفتم: هیچ کسی نمیداند تو دلم چه میگذرد
گفت: "ان الله یحول بین المرء و قلبه" من بین تو و قلب تو قرار دارم
شهيد دریاقلی سورانی يانچشمه اي ، (متولد ۱۳۲۴) روستای یانچشمه در چهارمحال و بختياري از توابع (بخش بن) است.
اكثرمردم بخش بن به زبان تركي تكلم مي كنند. كه زبان روستاي يانچشمه نيزتركي مي باشد.مردم اين بخش بخصوص روستاي يانچشمه بسيار مردم باغيرت و شجاع هستند.
درحدود ۳۰۰سال پیش روستایی به نام یانچشمه وجود نداشته بلکه آبادی به نام سوران بوده(که سنگ نوشته های روی قبور آن هنوز وجود دارد)مقارن با سال ۱۰۸۵(ه.ش)شاه سلطان حسین آخرین شاه صفوی بر ایران حکومت می کرد.در این دوره ایران با حمله افغان ها مواجه می شود.خان سوران با مشاهده حمله وحشیانه افغان ها در اقدامی هشیارانه مردم خود را به مکانی دیگر که بعدا یانچشمه(قدیم)نام می گیرد انتقال داده تا از حمله افغان ها در امان باشد.و به دین صورت یانچشمه و مردمانی با فامیل سورانی شکل می گیرد.در دوره های بعد فامیل های بهارلویی که مردمانی سرمایه دار-گله داروکوچ نشین از اطراف شیراز بوده اند ساکن یانچشمه می شوند.شکر اللهی ها و فامیلهای دیگر نیز بعد به این روستا کوچ کرده و ساکن یانچشمه می گردند این روستا با ده هزار نفر جمعیت بزرگترین آبادی منطقه در زمان خود بوده است که باتاسیس سد زاینده رود(سد شاه عباس کبیر)روستا به زیر آب رفته و ساکنان آن به شهرهاو روستا های دور و نزدیک مهاجرت نموده ولی عده ای از آن ها در فاصله ۱۰ کیلومتری از یانچشمه قدیم سکنی می گزینند و(به یاد یانچشمه قدیم) یانچشمه جدید(کنونی) را شکل می دهند.امروزه روستای یانچشمه با ۶۰۰ خانوار و۲۵۰۰نفر جمعیت از روستا های پر جمعیت استان چهار محال و بختیاری و در فاصله ۳۵کیلومتری مرکز استان قرار دارد.
شهيددرياقلي سوراني يانچشمه اي پس از مدتی به آبادان مهاجرت میکند، وی در جریان تازش عراق به ايران در بیست کیلومتری آبادان متوجه تحرکات شبانه عراقیها برای حمله غافل گیر کننده به این شهر شد و به سرعت با دوچرخه خود را به آبادان رسانده و با فریاد، مردم را از ماجرا آگاه ساخت.
مردم نیز با شنیدن فریادهای التماس گونه او از خانهها بیرون آمدند و با هر چه در دست داشتند، از چوب و چاقو وبيل و كلنگ به سمت منطقه ذوالفقاری حرکت کردند.شهيددرياقلي سورانی يانچشمه اي سپس پیاده به سمت مقر هنگ ژاندامری دویده و نیروهای خودی را از حمله عراقیها آگاه میسازد. وی در کشاکش این ماجرا بر اثر ترکش خمپاره مجروح و در راه بیمارستان در قطار به شهادت میرسد. با مقاومت مردم، نیروهای عراقی در تصرف آبادان ناکام مانده و مجبور به عقب نشینی شدند.در صورت سقوط آبادان ارتش عراق توان یورش به شيراز را پیدا میکرد.
شهيد درياقلي سورانی يانچشمه اي در بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شدهاست.
هرساله يادواره شهداء و شهيد درياقلي سوراني يانچشمه اي در روستاي يانچشمه (بخش بن) برگزار مي گردد.
داستان فداكاري شهيددرياقلي سوراني يانچشمه اي در كتاب درسي( ششم ابتدايي )نيز آمده است.